سلام
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیوونه همیشگی
فدای مهربونیات.چه میکنی با سرنوشت؟
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون
فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو بهت بگم به آخر خط رسیدم
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 0:34 توسط پارمیدا
|